الفيض الكاشاني
50
كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى )
هرچه هست از قامت ناساز بىاندام ماست * ورنه تشريف تو بر بالاى كس كوتاه نيست « 1 » اى برادر سعى كن تا ايمان و يقينت از راه زهد و تقوى قوىتر گردد تا علم و حكمتت بيفزايد . اتّقوا الله و يعلّمكم اللّه ، پرهيزگار شويد تا خداوند شما را بياموزاند و الّا زيادهسرى مكن و پا از گليم خويش پيشتر مكش ، رحم اللّه امرأ عرف قدره و لم يتعدّ طوره . « 2 » چو مستعدّ نظر نيستى وصال مجوى * كه جام جم نكند سود وقت بىبصرى « 3 » نعم انّ شاهق المعرفة اشمخ من ان يطير اليه كل طائر و سرادق البصيرة احجب من ان يحوم حوله كلّ سائر . ترجمه : آرى ستيغ معرفت از آن بلندتر است كه هر پرندهاى بدان پرواز كند و شادروان « سراپرده » بينش از آن پوشيدهتر است كه هر روندهاى پيرامون آن گردد : شرح مجموعهء گُل مرغ سحر داند و بس * كه نه هر كو ورقى خواند معانى دانست « 4 » نه هر كه چهره برافروخت دلبرى داند * نه هر كه آينه سازد سكندرى داند « 5 » هزار نكتهء باريكتر ز مو اينجاست * نه هركه سر نتراشد قلندرى داند اين سخن كه مذكور شد با متفلسفه و صوفيه و پيروان ايشان است و امّا مجادلان متكلّمين و متعسّفان من عنديين فهم كما قيل : جمعى افسار تقليد از سر بيرون انداخته ، فطرت اصلى را سرنگون ساختهاند ، به ظواهر نبوّت و توابع آن قانع نباشند و از خود سخنى چند بيهوده تراشند ، نه طبعشان گذارد كه با سر تقليد روند و نه توفيقشان باشد كه بوى تحقيق شنوند ، مذبذبين ذلك ، لا الى هؤلاء و لا الى هؤلاء
--> ( 1 ) - بيت از خواجهء شيراز . ( 2 ) - از نهج البلاغه امير المؤمنين عليه السّلام . ( 3 ) - بيت از غزل ( شمارهء 452 ) مشهور حافظ شيرازى شمس الدين محمد . ( 4 ) - بيت از حافظ از غزلى شيوا با مطلع صوفى از پرتو مىراز نهانى دانست * گوهر هركس ازين لعل توانى دانست « ديوان قزوينى » . ( 5 ) - مطلع غزلى لطيف از حافظ و بيت هفتم از همان غزل « حافظ شيرازى » .